أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
مقدمه 28
آثار الباقيه ( فارسى )
روى همين شهرت مانى است كه حافظ گفته است . گر از من باورت نايد رو از صورتگر چين پرس * كه مانى نسخه مىخواند ز نوك كلك تصويرم پدر مانى ايرانى بوده و مادرش سريانى و مذهب او فلسفهايست كه جهان را از دو اصل قديم مخلوق مىشمارد و اين دو اصل نور و ظلمت است كه يكى سرچشمه خير و ديگرى منبع شر است و اين مذهب قسمتى از آسيا را گرفت و از راه شمالى افريقا به اروپا سرايت كرد و يكى از جنگهاى صليبى جنگ با مانويان است كه در جنوب فرانسه روى داد . بيرونى شائق بوده كه مانى را بشناسد و بداند اين مرد كيست و چه گفته است كه دانشمندى بىنظير مانند رازى كيش او را پذيرفته و از آن پيش نيز بسيارى از متفكران پيرو مانى بودهاند تا آنكه به كتب او دسترسى يافته و از نوشتههاى مانى بيش از اندازه مسائل تاريخى استفاده كرده كه امروز آن مدارك در دسترس ما نيست شايد در تركستان نزد مانويان باشد . نبايد گفت بيرونى چهل سال درپى دسترسى به اين كتب بود چون بيرونى هنگام نوشتن آثار الباقيه و اطلاع از مانى در حدود سى سال داشته و به اين فرض از ده سال پيش از تولد در اين جستجو بوده ! در رسالهاى كه فهرست نوشتههاى اوست از عدد ساليان چيزى نگفته و تنها اشتياق سوزان خويش را به ديدن كتب مانى گفته ! مطلبى كه براى من تاريك مانده اين است كه اگر همه كتب مانى به پهلوى نبوده مسلما شاپورگان كه براى شاپور پسر اردشير نوشته است به پهلوى اشگانى زبان پدرى او و ديگر نوشتههاى او سريانى بوده و آيا ترجمه اين كتب را بيرونى ديده يا به كمك مترجم از آنها آگاهى يافته چون مسلم است كه بيرونى پهلوى و سريانى نمىدانسته و در همه نوشتههاى او كوچكترين اشارهاى هم بر اين امر نيست . همچنين بيرونى سلسله فراعنهى مصر را كه ذكر مىكند اين افتخار ايران را كه يك سلسله از فراعنه يعنى پادشاهان مصر ايرانى بودهاند بازگو مىكند و آنها سلسله بيست و دوم مىباشند . مسلما مدارك او كتب عبرى بوده كه زمان نگاشتن كتاب حاضر بيش از اندازه از آن بهرهمند شده و او خود از كتاب سيد رعولام و كتب مذهبى يهود مستقيما استفاده كرده است . اگر امروز از تاريخ اطلاعاتى صحيح از آغاز پيدايش حكومت در ايران تاكنون بدست مىآوريد بايد بدانيد كه همواره چنين نبوده و در قرن سوم و چهارم كه تازه ايرانيان از سلطه اعراب بيرون مىآمدند به اين انديشه شدند كه نخست تاريخ گذشته خود را